اربعین حسینی تسلیت باد

اربعین حسینی تسلیت باد

خواستم این اربعین را کربلا باشم ، نشد

 از نجف، پای پیاده… کربلا باشم ، نشد

 زائران بین نمازی در حرم یادم کنید

 هر نمازی خواستم در کربلا باشم ، نشد

 فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد


سلام بر ستاره‎های سوخته بر اندام دشت!

سلام بر بدن‎های چاک چاک!

سلام بر خورشیدهای بر نیزه!

سلام بر مظلومیت بر خاک مانده.

سلام بر اربعین!

سلام بر لحظه‎های غریب وصال!

سلام بر لحظه‎ای که تو را از عطر خوش بهشتی‎ات باز شناختم!

سلام بر پیراهنی که بوی غربت مادر را می‎دهد!

سلام بر اجساد مطهری که غریب، بر خاک رها شدند!

سلام بر حنجره خشک و تشنه علی اصغر!

سلام بر خیمه‎های سوخته، بر بدن‎های جدا شده از سر، معصومیت خاکستر شده، سلام بر تو برادر!


چهل وادی دویدم منازل صبر را .

چهل وادی کشیدم بر دوش خود رنج را .

چهل وادی فرو خوردم بغض را .

چهل وادی ویران شدم در خویشتن؛

خراب گشتم برادر، در خرابه‎های شام .

فرو ریختم برادر، در گریه‎های شبانه سه ساله.

زینت پدر را زیر خنده‎های خویش به تاراج بردند.

حرمت فرزندانت را نادیده گرفتند.

چهل وادی صبر کردم، برادر! صبر کردم؛ صبری جمیل برادر؛ «ما رأیت إلاّ جمیلا.»

پروانه سان سوختم بر گرد خیمه سجاد.

شعله‎ها را در آویختم تا جگرگوشه‎ات را از هیمه آتش بیرون کشیدم. 

ذره ذره آب شدم تا کودک هراسانت را از تاریکی‎ها بیرون کشیدم .

هزاران بار مرگ چشیدم تا ضجه‎های داغ دیده طفلان را آرام کردم.

هزاران بار بغض فرو خوردم تا از پس دروازه‎های نامردی گذشتم.

ایستادم، برادر؛ همانگونه که سزاوار خواهر چون تویی است.

ایستادم؛ سربلند، در اوج شکستگی.

ایستادم و یک به یک پرده‎های نیرنگشان را چون تار عنکبوتی سست، پاره کردم.

ایستادم و مصیبت حنجره‎های خشک را به گوش‎های غفلت زده رساندم. ایستادم و چشم‎های کور را به سوختگی خیام، باز کردم.

ایستادم و انگشت‎های ظلم را در جام‎های به خون آلوده شکستم.

چه کسی می‎توانست بعد از این همه رسوایی، صدای حقیقت را بر خاک ترک خورده کربلا نشنود؟!

چه کسی می‎توانست بعد از این رسوایی تظلم را نبیند؟! چه کسی می‎توانست بعد از این، مظلومیت تو را انکار کند؟! من آمدم برادر؛ با یک دنیا حرف‎های ناگفته، با کمری شکسته و گیسوانی به سپیدی نشسته.

من آمدم؛ با دلی داغ دیده و اندوهی فراوان و با قلبی سوخته.

حالا منم و تو و رنج چهل روز اسارت که بیش از چهل سال، مرا در هم شکست.

آرام بخواب، برادر! در آرامشی ابدی که خون سرخ تو و یارانت، تا قیامت بر صحنه تاریخ نقش بسته است.

منتظران ظهور

۱۱ آذر ۹۴ ، ۰۶:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

بسیج لشگر مخلص خداست . امام خمینی (ره)

بسیج لشگر مخلص خداست . امام خمینی (ره)

سعی کنید روحیه بسیجی را برای کشور، انقلاب و اسلام حفظ کنید.


امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)

منتظران ظهور

۰۴ آذر ۹۴ ، ۰۹:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

سالروز شهادت در دانه ی ابا عبدالله الحسین بر دوستداران اهل بیت تسلیت باد

ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم     رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم

پژمرد گل روی تو از تابش خورشید     در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم

لبریز شرای عمه دگر کاسه صبرم         بر حال تو و این دل ویرانه بگرییم

نومید ز دیدار پدر گشته دل من         بنشین به کنارم، پریشانه بگرییم

گردیم چو پروانه به گرد سر معشوق         چون شمع در این گوشه کاشانه بگرییم

این عقده مرا می کشد ای عمه          پیش نظر مردم بیگانه بگرییم

گل نازدانه پدر
رقیه ...رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه!
رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.
عمه، بابایم کجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»
یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم!
باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند.
آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.

اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)
 
یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تاثیر‌گذاری درتبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) است (که بارگاه آن مخدره در شهر شام واقع شده است). بعضی از مورخین درباره وجود تاریخی حضرت رقیه(س) سعی در شبهه پراکنی دارند، اما با توجه به مستندات تاریخی که در کتاب منتخب التواریخ  نقل شده می‌توان به تمام این شک و دودلی‌ها پایان داد.
 در قسمتی از این مستندات تاریخی، جریان تعمیر و بازسازی قبر این بانوی سه ساله ذکر شده که بدین صورت است: چندین بار سید ابراهیم دمشقی و خانواده‌اش در عالم رویا خواب این بانوی سه ساله را می‌بینند. در خواب از سید ابراهیم خواسته می‌شود که به نزد والی شام برود و از او بخواهد که قبر را تعمیر کنند؛ زیرا داخل قبر آن حضرت آب جمع شده بود و جسم مطهر ایشان معذب بود.
ادامه مطلب...
۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۷:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

سالروز حرکت اسرای کربلا بطرف شام

سالروز حرکت اسرای کربلا بطرف شام

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

بر اسرای کربلا چه گذشت؟

وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .

 سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.

دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعد از این اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن می‌گفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیه‌السلام ـ بگذرانید. چون اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نگاهشان به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.

بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینه حسین ـ علیه‌السلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند

و همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده و هفتاد دو سر بود و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.

سپس کشته‌های خودشان را پیدا کرده دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا اینکه توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمائی امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ دفن شدند.

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند.

ادامه مطلب...
۱۰ آبان ۹۴ ، ۲۲:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

همراه با سیدالشهدا از مدینه تا کربلا

همراه با سیدالشهدا از مدینه تا کربلا

زمان: جمعه 18 ذی الحجه 60 هجری

خُزَیمیّه

حضرت و همراهان یک روز و یک شب در این منزلگاه توقف کردند. زینب کبری (س) هنگام صبح خدمت  آن حضرت آمد و عرضه داشت: ای برادر! در نیمه‌های شب از خیمه‌ها بیرون آمدم، شنیدم هاتفی این دو بیت شعر را می‌خواند:  

اَلا یا عُیًنْ فَاحًتَفٍلی بِجْهًد

فَمُنً یُبًکی عُلَی الشُِهُدُاءِ بُعًدی

عُلی قَوًم تَقُودْهْمْ الْمُنایا

بِمٍقْدار اٍلی اٍنْجُازِ وُعًد

(هان ای دیده بسی گریه کن، کیست بعد از من بر این شهدا بگرید. مرگ، این گروه را به جایگاه خویش همی برد تا آن وعده که با خدای خویش کرده‌اند بجای آرند).

آنگاه حضرت، خواهرش زینب (س) را دلداری داده و دعوت به صبر کرد.

 عده‌ای پیوستن «زهیر بن قین» به حسین (ع) را در این منزلگاه گفته‌اند.


امام حسین (ع) خطاب به زینب کبری (س) در این منزلگاه می‌فرماید: 

خواهرم! آنچه اراده و مشیت خدا بدان تعلق گرفته، همان خواهد شد.

ادامه دارد.......

منتظران ظهور

۱۰ مهر ۹۴ ، ۰۱:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

غدیر روز اثبات امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام) بر شیعیان مبارک باد.

غدیر روز اثبات امامت ائمه طاهرین (علیهم السلام) بر شیعیان مبارک باد.

غدیر…

یعنی برادری و محبت…یعنی سرسپردن به همه خوبیها…

غدیر …یعنی جلوه عدالت و دین گرایی…یعنی فرسایش ظلم و جاهلیت…یعنی ستودن سپیده عالم

غدیر یعنی موج دریاها و زلال چشمه انسانیت.

غدیر یعنی هزار برگ زیبا در نهال سبز ولایت.

غدیر روزی است که

آفتاب تیغه نورانیش را بر ساحل دلها کشید.

و گل محبت شکفت.

غدیر یعنی قرآن،

غدیر یعنی آخرین پیام آخرین پیامبر (ص)

غدیر یعنی شکوفایی علم به دست امام باقر (ع)…

غدیر یعنی مذهب جعفری…

و کرسی درس آسمانی امام جعفر صادق (ع)

غدیر یعنی جلال خداوندی در امام هشتم (ع)

غدیر یعنی امامت در هفت سالگی جواد الائمه (ع)

غدیر یعنی جامعه کبیره امام هادی (ع)

غدیر یعنی روایت فاطمه اطهر (س)

نادیده گرفتن غدیر یعنی خروش خاموش محسن (ع) در پشت در…

و فداشدن به دست بی وفایان

نادیده گرفتن غدیر یعنی ریسمان بر گردن امیرالمؤمنین (ع)

نادیده گرفتن غدیر یعنی صبر امام مجتبی (ع)

نادیده گرفتن غدیر یعنی لب تشنه های کنارفرات،

نادیده گرفتن غدیر یعنی آفتاب بر نیزه

نادیده گرفتن غدیر یعنی ناله سوزان زین العابدین

نادیده گرفتن غدیر یعنی موسی بن جعفر (ع) و زندان بغداد؛

نادیده گرفتن غدیر یعنی خانه نشینی امام عسکری (ع)

غدیر یعنی عدالت یعنی صلح یعنی دین فراگیری اسلام یعنی سرنگونی ظلم یعنی انتظار یعنی فرج

وغدیر یعنی مهدی (عج).

وبازهم غدیر؛ هرجابرویم باز هم غدیر؛

اگر دوستی است…

منتظران ظهور

ادامه مطلب...
۰۹ مهر ۹۴ ، ۲۰:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

همراه با سیدالشهدا از مدینه تا کربلا

همراه با سیدالشهدا از مدینه تا کربلا

زمان: سه‌شنبه 15 ذی الحجه 60 هجری

حاجر 

حضرت نامه‌ای را برای تعدادی از مردم کوفه توسط «قیس بن مسهر» فرستاد و چنین نوشت: «نامه مسلم بن عقیل که حاکی از اجتماع شما در کمک و طلب حق ما بود به من رسید خداوند به خاطر نصرت و یاریتان پاداش بزرگی نصیبتان کند... هنگامی که فرستاده من (قیس) بر شما وارد شد در کارتان محکم و کوشا باشید، من همین روزها به شما می‌رسم.»

 «قیس» را در میان راه دستگیر کردند. او به ناچار نامه امام (ع) را پاره نمود تا از مضمون آن آگاه نشوند سپس او را به قصر دارالاماره نزد عبیدالله بردند. از او خواستند نام افرادی که به حسین (ع) نامه نوشته‌اند را افشا کند و یا در برابر مردم به حسین (ع) و پدر و برادرش دشنام دهد. او بالای قصر رفته و ضمن تمجید از علی (ع) و فرزندانش و معرفی خویش، ابن زیاد و یاران او را نفرین کرد و خبر از حرکت حضرت به سوی آنان داد و از مردم خواست دعوت حسین (ع) را اجابت کنند. لذا عبیدالله دستور داد او را از بالای قصر به پایین انداختند و بدنش قطعه قطعه گردید و این چنین به شهادت رسید.


از سخنان امام حسین (ع) در بین راه مکه تا کربلا:

من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمی‌دانم.


ادامه دارد.....

منتظران ظهور

۰۷ مهر ۹۴ ، ۰۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها

ولادت هفتمین فخر عالم امکان امام موسی کاظم علیه السلام تهنیت باد

ولادت  هفتمین فخر عالم امکان  امام موسی کاظم علیه السلام تهنیت باد

امشب، زیباترین گل از گلستان مهربانی و عطوفت شکوفا می شود. گل بی خار که رایحه دل انگیز مهربانی با خلق را به مشام جان می رساند. گلی که هیچ گاه رخ در نقاب خشم نکشید و شمیم روح فزای عفو و گذشت را در فضای دل ها پراکند.

دل را به دسته گل های انتظار آذین می بندیم و چشم به راه مولود فضیلت ها و سرمشق دفتر عارفان و سالکان، امام موسی کاظم علیه السلام می نشینیم و ندا سر می دهیم: ای سرمشق مقاومت و صبوری! ای اسطوره پرشکوه و هارون شکن! ای مهربان! خوش آمدی.

سلام بر نام معطر و زیبایت، که الهام بخش ِ صبوری ، شکیبایی ، بردباری و حلم است.

سلام بر تو که نیازمندان را باب الحوائجی.

امام موسی کاظم:

سه چیز تباهى مى‏آورد: پیمان شکنى، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

منتظران ظهور

۰۶ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
گروه مناسبت ها